در مواجه با شکستهای دانش آموزان در دوره متوسطه، محکوم کردن آنان نه تنها چاره سازنیست بلکه موجد اضطرابهای بیمارگونه در آنان است. وضعیت دانش آموزان در گذر از راهنمایی به دبیرستان، تفاوت عملکرد تحصیلی دانش آموزان در انتهای دوره رهنمایی و ابتدایی دوره دبیرستان، استفاده از تست ریون برای هدایت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید، نمرات نگران کننده دانش آموزان در بعضی دروس دبیرستان، گلایه بیش از حد والدین و تعجب آنان از نمرات دبیرستان دانش آموز در مقایسه با دوره رهنمایی حاکی از وجود مسئله ای مهم و قابل بررسی می باشد و آن این است که آیا تنها عده خاصی با چنین مشکلاتی مواجه هستند یا وضعیت عمومی دارد؟
بعنوان مثال اگر 80 درصد دانش آموزان استان در درس زبان انگلیسی نمره ای کمتر از 7 کسب نمایند، مقصر دانش آموزان هستند یا باید در نظام آموزشی بازنگری صورت گیرد؟
اهمیت و ضرورت پژوهش:
درخت کامیابی از بذر برنامه ریزی می روید و برنامه ریزی درست مستلزم دو شناخت است:
الف- شناخت وضعیت موجود.
ب- ترسیم وضعیت مطلوب.
وپس از دریافت این دو دانش می توان برای حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نقشه کشید و به این نقشه کشیدن برنامه ریزی می گویند. و ضرورت و اهمیت این پژوهش در ترسیم درست وضعیت موجود نظام آموزشی در گذر از راهنمایی به دبیرستان است.
اهداف پژوهش:
اهداف پژوهش حاضر به قرار زیر است:
1- ترسیم وضعیت تحصیلی موجود در گذر از راهنمایی به متوسطه.
2- بررسی میزان هماهنگی وضعیت تحصیلی با هوشبهر دانش آموزان.
3-کمک به دست اندرکاران تعلیم و تربیت در اصلاح و بازنگری نظام جدید آموزش متوسطه.
4- روشن شدن مبنای علمی امتیازات تست ریون در هدایت تحصیلی دانش آموزان.
بحث آموزش و یادگیری، بحثی است که چه معلم باشید، چه دانشآموز یا دانشجو و حتی اطرافیان آنها، توجه همه را به خود جلب میکند.
اغلب ما متوجه تفاوتهای افراد در میزان یادگیری و چگونگی آن میشویم و در این میان یکی از مهمترین عوامل، نوع جنسیت دانشآموزان است. شکی نیست که تفاوتهایی اصولی میان یادگیری دختران و پسران وجود دارد.در واقع دانشآموزان امروز، مردان و زنان فردای کشورند. نمیتوان گفت که جنسیتی برتر و جنسیتی ضعیفتر است.
در زمینههایی پسرها از دخترها برترند و در زمینههایی نیز برتری به دخترها میرسد. البته در هر دو جنس زن و مرد، مغز بعضیها استعداد مهارتپذیری بیشتری دارد.
مغز ما چگونه کار میکند؟
مغز هر انسان از میلیونها نورون تشکیل شده و یکصد تریلیون سلول ارتباطدهنده هم در آن وجود دارد. مغز انسان بالغ 3لایه دارد؛ قشر مخ که در قسمت بالا قرار دارد، دستگاه لمپیک در وسط و ساقه مغز که پایینترین بخش مغز را به خود اختصاص میدهد و با نخاع در پیوند است.هر کدام از لایهها نیز وظیفه خاصی دارند. مثلا وقتی بهکودک ریاضی درس میدهیم، صحبتمان با مغز فوقانی است.
اما پاسخهای هیجانی هم صورت خارجی پیدا میکنند؛ به خصوص اگر دانشآموز با واکنش عاطفی و احساسی با مضمون درس روبهرو باشد.در زمینههای مختلف ذهن دو جنس مؤنث و مذکر متفاوت هستند و تفاوتهای میان ذهن دختران و پسران بسیار بارز و متعدد است.در زمینه حافظه هم تفاوتهای قابل ملاحظهای میان دختران و پسران وجود دارد.
دخترها به طور کوتاه مدت میتوانند اطلاعات بیشتری را در حافظه خود نگه دارند اما پسرها اگر موضوعی برایشان جالب باشد آن را بهتر در حافظه خود حفظ میکنند.
در حالی که دخترها در زمینه حافظه بهتر هستند، پسرها نیز در خصوص مهارتهای فضایی قویتر عمل میکنند.
تفاوت در طرز یادگیری
استدلال پسرها به گونهای است که از کل شروع میکنند و به جزء میرسند و سرعت استدلالشان نیز از دخترها سریعتر است. به همین دلیل است که پسرها در آزمونهای سریع چندجوابی موفقتر عمل میکنند.
هر چه کسی در تصمیمگیری سریعتر باشد، در آزمونهایی که به سرعتعمل احتیاج دارند موفقتر است. اما اندیشیدن دختران به صورتی است که از موارد جزئی شروع میکنند و از جزء به کل میرسند.
وقتی ریاضیات روی تختهسیاه آموزش داده میشود پسرها بهتر یادمیگیرند اما وقتی برای آموزش ریاضی از شکل و شیء استفاده میشود و آموزش عینیتر میشود، یادگیری برای دخترها سادهتر میشود.
البته در تمام این موارد استثنائات زیادی هم وجود دارد. یکی دیگر از تفاوتهای یادگیری دختران و پسران در این است که دخترها هنگام یادگیری نیازی به اینکه به اطراف حرکت کنند یا جابهجا شوند ندارند اما پسرها با حرکت کردن و جابهجا شدن نهتنها مغز خود را تحریک میکنند بلکه رفتارهای خود را نیز کنترل میکنند.
همچنین در سالهای بالاتر تحصیل، پسرها به نشانههای آموزشی، نمودارها و جدولها توجه بیشتری نشان میدهند اما دختران مضامین کتبی را بیشتر میپسندند. پسرها و دخترها، هر دو تصاویر را دوست دارند ولی پسرها هنگام یادگیری بیشتر به آنها بها میدهند.
علت اصلی آن این است که تصاویر و اشکال، نیمکره راست مغز آنها را بیشتر تحریک میکند. در کلاسهای ادبیات، آموزگاران به این نتیجه رسیدهاند که پسرها به حالت خیالی و سمبلهای نویسنده توجه دارند و دخترها به جنبههای احساسی شخصیتها بها میدهند.
به ماه مبارک از دیدگاه های مختلفی میشود نظر کرد و بعد به امید قدرت با امتداد هستی بتوان حرکتی را در زندگی رقم زد
دیدگاه اول :به گفته پیامبر عزیزمان که بعد از جنگ به اصحاب خود فرمودند : زنده باد کسی که بر جهاد اکبر پیروز شود
و دغدغه اصلی دینمان پیروزی بر نفس است که این خود به تنهایی جهاد اکبر است
از دیدگاه روانشناسی و منطق جبری، جهاد از مصدر جهد به معنی جهد و تلاش است نه جنگ و پیکار رو در رو بلکه شناخت قانون و روش بازی زندگی و تسلط برآن، که این خود هدف نهایی زندگی است البته از دیدگاه روانشناسان و منطقیون جبری
اما در شرع اسلام این مطلب به عنوان پیش زمینه هدف بزرگتری به نام شناخت خود و در نهایت بندگی و تسلیم شدن به قدرت همیشگی هستی است. که خود این موضوع تازه در علم روانشناسی با عنوان معنا درمانی یا معنا شناسی در حال تکامل است به طوری که کتاب های رونشناسی روز دنیا هر روز به سمت معنا و هدف نهایی که همان بندگی قدرت مطلق هستی است در حال پیشروی است به طوری که خانم کاترین پاندر که یکی از نویسندگان و روانشناسان روز دنیا است بعد از کلی تحقیق و جستجو برای رازهای بهتر زیستن بود اکنون راهبه شده است و ....
به هر حال انسان موظف است تا قانون مندی کائنات را بشناسد و از این قانونمندی در راه بندگی خدا استفاده کند همان قانون هایی که علی (ع) به یاران خود میگفتند،که: هرکس معنا و مفهوم آب( قانون مابین مولکول های آب) را بشناسد هرگز تشنه نخواهد ماند ( همیشه سیراب است) منظور این است که آب یعنی 2 مولکول هیدروژن + 1 مولکول اکسیژن است و نمی شود به چای اکسیژن یک گاز دیگر گذاشت پس به ناچار باید:
1 قانون کائنات خدا را شناخت
2روش های بازی با این قانون را شناخت
3 و در نهایت با زیرکی بر کائنات پیروز شد که ((المومن کیز))
یکی از این کائنات خدا نفس ماست که با شناخت راه پیروز شدن بر آن و میتوان براسب سرکش نفس سوار شد و آن را در راه هدف نهایی (بندگی خداوند رحمان) به کار گرفت
هدف ما نگاهی به روزه از دیدگاه روانشناسی و منطق جبری است
نه تیلیغ دین زیرا که برای این کار کاردان میخواهد و کارشناس تبلیغ که بنده هیچ کدام نیستم
اما میشود از دیدگاه عقلی دیدی به روزه و این ماه مبارک انداخت
جهد و تلاش را میتوان به دودسته ی چسمی و ذهنی دسته بندی کرد که .....
و دنیا را به 3 دسته که:
1خداوند رحمان که قدرت مطلق هستی ست
2 کائنات خدا که مامور رساندن ما یه هدف نهایی خلقتمان است
3 من که بنده و عزیز خداوندم
که........
وقتی چیزی و اتفاقی قرار است رخ دهد و رخ منیدهد به این مهنی است که 2 مولکول هیدروژن + 1 مولکول اکسیژن ترکیب نشده است یعنی قانون مندی دنیا رعایت نشده است
پس باید نگاهی به دسته بندی دنیا کرد تا دید کجای این دسته بندی اشکال دارد و آن ایرد را فهمید و راه بازی را کشف کرد و شروع به اصلاح ایراد کرد....
با نگاهی به دسته بندی متوجه میشویم که کائنات گوش به فرمان قدرت مطلق هستی ست و قدرت مطلق هستی می داند چگونه و چه طور همه چیز را با هم مچ و هماهنگ کند پس هرچه هست بین ارتباط من با قدرت مطلق هستی است
با نگاهی به علم روانشناسی متوجه میشویم که همه چیز ما یعنی هر چه داریم و نداریم از قدرت مطلقی است که درونمان است و هر چه این قدرت را بیشتر بشناسیم و با آن بیشتر رابطه برقرار کنیم انگار با قدرت مطلق هستی ارتباط برقرار کردیم یا به قمل امام عزیزمان حضرت علی(ع) که میفرمایند: من عرف نفسه فقد عرف ربه یعنی خود شناسی پس همان خدا شناسی است
در این جلسه میخواهیم در مورد این قدرت درون یا کودک درون یا روح یاکامپیوتر درون یا به قول آمریکایی ها غول درون یا به اصطلاح روانشناسان ضمیر ناخودآگاه صحبت کنیم
ضمیر ناخودآگاه و در نهایت ارتباط آن با روزه:
برای تفهیم راحتتر ضمیر ناخود آگاه رابه کامپیوتر تشبیه میکنیم تا مکانیزم آن راحتتر برایمان باز شود
روش کار کامپیوتر به این سبک است که یک ورودی دارد و یک خروجی یعنی روی کیبرد میزنیم Aروی مانیتور میبینیم Aیعنی ورودی با خروجی برابر است
اگر در زندگی ما خروجی وجود دارد که یا ما دوست داریم یا تمایل به آن خروجی نداریم دلیلش این است که ما ورودی موافق آن خروجی به آن دادیم
حال این وردی را خواسته دادیم که خروجی آنچه ما دوست داریم است یا آن ورودی را ناخواسته به غول درونمان دادیم که نتیجه اش آنچه ما به آن تمایل نداریم است
به هر حال این قدرت با تمام قدرت شروع به انجام وظیفه میکند چون وظیفه اش این است
حالا مسئله و سوالی که پیش میآید این است که چگونه میتوان این کامپیوتر را برنامه ریزی کرد که همه خروجی هایش مطابق آنچه ما می خواهیم باشد؟
این کامپیوتر مانند تمام کامپیوتر های دنیا یک سری ورودی دارد ورودی کامپیوتر موس، کیبرد، اسکنر، سی دی رام و ... است و خروجی اش مانیتور ، پرینتر ، سی دی رایتر و ... است
ضمیر ناخودآگاه هم ورودی هایش به حول و قوی الهی 5 حواس پنج گانه + فکر خام هر لحظه است یعنی اینگونه است که اگر با حواس تان چیز خوبی حس کنید خوبی برایتان اتفاق می افتد و اگر مورد بدی را وارد حس تان کنید باز هم به وظیفه اش عمل میکند و بدی ها را برایتان به وجود می آورد یا جذب میکند
چند نکته جالب در مورد این قدرت درونمان :
1 برایش فرقی نمیکند که ورودیش خوبی باشد یا بدی همانرا جذب میکند یا اتفاق مورد نظر را میسازد
اما در ورودی های خوب قدرتش چندین برابر ورودی های بد است
2 به تنهایی نمیتواند خوب بودن یا بد بودن را درک کند و یا جای آنها را عوض کند ولی با توسل به قدرت بیکران هستی می توان این کامپیوتر را به مرکزش وصل کرد تا هر آنچه آن سازنده اش (خدا*) صلاح میداند پردازش کند یا آنتی ویروس اش را به روز کند
3 اگر فقط و فقط و فقط حواسمان به ورودی های این قدرت باشد(5 حواس پنج گانه + فکر خام هر لحظه) همه مسائل و مشکلات خود به خود حل می شود و همیشه یهترین ها نصیبمان خواهد شد به لطف الهی ، چون این قانون کائنات ست که خداوند مقدر فرموده است
با توجه به نکته 3 می شود مسئله ای که مد نظر ما بوده و در روانشناسی به آن حالت Self consciousness میگویند را مطرح کرد به این واژه در لغت به معنی خود بیدار ی خود هوشیاری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود است . که طبق تعریف در مورد ضمیر ناخودآگاه مفهوم اش به این معناست که عزیز دلم حواست باشه هر لحظه چه ورودی ای به این ضمیر میدهی ؟
یعنی هر لحظه چه میبینی چه میشنوی چه میخوری چه بویی استشمام می کنی و چه چیز را لمس میکنی.
چون هر ورودی ای که می دهی آینده ات را می سازد حالا به من بگو چه اینده ای را می خواهی ؟
آینده ای را پر از زیبایی و معاشقه با قدرت مطلق و مهربان هستی یا آینده ای با بی برکتی و درد و رنج و سختی؟
جواب سوال با خودت است ولی فقط با حواست به خود بو.دن به زیبایی می رسی .
خیلی جالب است که مفهوم روزه هم گذشته از فوائد بیشماری که برای بعد جسمانی مان دارد هم، برای بعد روحی یا ذهنی مان نیز همین معنی را میدهد ، یعنی انسان روزه دار هر چیزی نمی بیند ، هر چیزی نمیخورد ، هر حرفی نمیزند ، هر بویی نمیکند ، هر چیزی را گوش نمی کند یعنی در حالت خود بیداری کامل .و این است معنی روزه از دیدگاه روانشناسی :
یعنی فقط و فقط حواست به خودت باشد تا ورودی خوب به ضمیر ناخودآگاه بدهی تا زندگیت را زیبا کند و ماه رمضان تمرینی است برای ورودی خوب دادن به این قدرت درونمان ، قدرتی که قادر است کمیا کند و سنگ وجودمان را تبدیل به گوهری ناب کند اری این ماه ، ماه کیمیاگران است
| |||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||
دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید در مورد او فکر کنید .
لباس و ظاهر شما:
زمانی که به خواستگاری می روید و یا از شما خواستگاری می شود، زیباترین لباسهایتان را به تن کنید و پوششی شیک و مناسب داشته باشید. اولین دیدارها همیشه در اذهان باقی می مانند. عده ای با لباس های نامناسب و نه چندان تمیز به خواستگاری می روند و تصورشان این است که این شخص باید وضعیت زندگی مرا بداند در صورتی که این وضعیت خاطره خوشی به جا نمی گذارد. در تمام طول مراسم خواستگاری متانت و وقار باید از ناحیه هر دو خانواده مراعات شود و رفتارهای نامناسب و جلف ، ذهنیت های بدی را رقم می زنند.
صادق و هوشیار باشید:
هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانید دیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید.
در هنگام صحبت کردن با فرد مورد نظر در اولین جلسه بنا را بر صداقت و یکرنگی بگذارید و متعهد شوید که آنچه می گوئید کاملاً از سر صدق و صفا باشد و به این تعهد خود نیز پای بند شوید.
اولین سوال:
بهتر است به عنوان اولین سؤال از فرد مقابل بخواهید خودش را کامل معرفی کند؛ به عبارت دیگر از او بخواهید خلاصه ای از گذشته زندگیش برای شما بگوید خودتان نیز متقابلاً خلاصه ای از سرگذشت خود را مطرح نمایید.سرگذشت و بیوگرافی شامل این موارد می شود: معرفی کامل نام و نام خانوادگی، شغل، سن، شغل پدر و مادر، میزان تحصیلات هر یک از آنها، وضعیت شغلی و تحصیلی و سنی دیگر افراد خانواده، و این که شما در چه خانواده ای و با چه شرایطی بزرگ شدید و مسائل خاص زندگی شما در گذشته چگونه بوده است.
در هنگام صحبت کردن فرد مورد نظرتان، سراپا گوش باشید، و دقت لازم را به عمل آورید تا مطالب گفته شده را بهتر بتوانید به خاطر بسپارید و هنگامی که خودتان صحبت می کنید نیز سعی کنید، سنجیده حرف بزنید. پس از این که از گذشته و شرح حال فرد مقابل مطلع شدید می توانیددیدگاهش را راجع به مذهب سؤال کنید. بپرسید نگرش شما راجع به مذهب چیست؟ مذهب چقدر در زندگی شما نقش دارد و تا چه اندازه به آن اهمیت می دهید؟ و بعد متقابلاً دیدگاه خودتان را راجع به مذهب مطرح نمایید و دقیقاً نگرش خود را در این مورد تشریح نمایید؛ اگر برای مثال در مورد احکام مقید هستید و علاوه بر واجبات، مستحبات را نیز رعایت می کنید، این مورد را حتماً تذکر دهید و با نگرش ها و احساسات فرد مقابل مقایسه نمایید.
در مورد وضعیت مالی شفاف باشید:
مطلب دیگری که می توانید سؤال کنید نگرش مخاطب شما راجع به مسائل اقتصادی و نحوه درآمد است، در اینجا شغل خود و میزان درآمد ماهیانه خود را مطرح کنید؛ بلوف نزنید، آنچه واقعاً هست را بگویید.
امکانات مالی خود را توضیح دهید، اگر توان مالی شما در شرایط فعلی بیشتر از امکانات موجود نیست این مورد را نیز تذکر دهید و سپس نظر دختر خانم را در این مورد بخواهید، ببینید ایشان چه مقدار پول را برای داشتن یک رفاه نسبی لازم می دانند، و اگر خواسته های ایشان با درآمد شما همخوان نیست موضوع را مطرح و روی آن تأکید نمایید،
وعده ها و قول هایی که با امکانات شما نمی خواند و امکان برآورده شدنش نیست ندهید.همیشه برای بهتر شدن زندگی تلاش کنید ولی قول های نابه جا ندهید. علاوه بر نگرش خود و فرد مورد نظر، در مورد مسائل مادی و اقتصادی باید موقعیت اقتصادی هر دو خانواده را با یکدیگر مقایسه کنید. فراموش نکنید بسیار مهم است که دختر و پسر از یک ردیف اقتصادی با یکدیگر ازدواج کنند و ازدواج طبقات متضاد اجتماعی اصلاً صلاح نیست.
برداشت همسرتان از زن چیست؟
خانم ها باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید. نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست.
ارزش های خانوادگی :
یکی دیگر از مطالبی که حتماً باید در جلسه خواستگاری پرسیده شود، ارزش های خانوادگی است. باید بفهمید در خانواده فرد مقابل چه چیزهایی ارزش است. اگر در خانواده شما تحصیل جایگاه مهمی دارد و خانواده برای تحصیلات و فرد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل هستند، ولی در خانواده شخص مورد نظر شما هیچ بهایی به تحصیل و تحصیل کرده داده نمی شود، جای تأمل دارد؛ باید اندکی دست نگه دارید. یا چنانچه در خانواده شما حجاب و رعایت کردن آن بسیار مهم است و یکی از ارزش های حساس در خانواده به شمار می رود ولی در خانواده طرف مقابل حجاب کم رنگ است و یا اصلاً جایگاهی ندارد و در عوض پول مهمترین ارزش است، در اینجا شما با یکدیگر همخوانی ندارید.
مرد و زن ایده آل :
بعد از بررسی نگرش های فرد مقابل راجع به مذهب و مسائل اقتصادی و ارزش های خانوادگی، نوبت به بررسی ارزش های درون فردی می رسد. در اینجا افکار، عقاید، ایده آل ها و علائق را به طور کاملاً جزیی مطرح کنید. آقایان حتماً از خانم ها بپرسند، به نظر آنها یک مرد ایده آل چگونه فردی است، و چه شرایطی باید داشته باشد؟ اگر خصوصیاتی را که خانم مطرح می کند در وجود شما نیست سریعاً اعلام نمایید این خصوصیات فردی مورد نظر شما، در ما نیست و یا اصلاً نمی توانیم اینگونه باشیم.
خانم ها نیز باید از خواستگارشان سؤال کنند به نظر شما یک زن و همسر ایده آل چگونه فردی می تواند باشد و بعد صفات مطرح شده را با خصوصیات و ساختمان روانی خود مقایسه کنند، اگر ناهمخوانی یافتند باید بگویند این ویژگی ها را ما نداریم و یا اصلاً با ساختمان روانی ما بیگانه است، migna.ir
انتظار از همسر:
خانم ها حتماً سؤال کنند انتظار مرد مورد نظرشان از آنها چیست، به نظر آنها زن باید با چه نوع پوششی در اجتماع ظاهر شود، چگونه باید با مردم نشست و برخاست نماید.
شاغل بودن زن:
خانم ها حتماً از مرد سؤال کنند نظرش راجع به شاغل بودن زن چیست. اگر خانم ها در شرایط فعلی شاغلند و به شغلشان نیز علاقه مند هستند و کار کردن برایشان اهمیت دارد، ولی احساس می کنند خواستگارشان نظر چندان مساعدی نسبت به شاغل بودن زن ندارد باید به این نکته تأکید شدید کنند، حتی در صورت لزوم آن را شرط ضمن عقد قرار دهند.
فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید.
گذشته و آینده را واقعی تعریف کنید:
مسئله دیگری که باید در خواستگاری مطرح شودبرنامه های فعلی و برنامه های آینده است. وضعیت فعلی تان را کاملاً مشخص نمایید، برنامه های آینده را نیز حتماً مطرح کنید. اگر قصد ادامه تحصیل دارید این نکته را تذکر دهید. اگر قصد جا به جایی و مسافرت خارج از کشور دارید، باید قبل از ازدواج مطرح نمایید. اگر بیماری های جسمانی خاص دارید، و یا قبلاً در زندگی شما اتفاقی افتاده است (احتمالاً نامزدی یا عقد داشته اید و ناموفق بوده است و یا مسائل مشابهی داشته اید) آنها را پنهان نکنید قبل از این که همسرتان از دیگران بشنود و نسبت به شما بی اعتماد گردد خودتان مطرح نمایید؛ در این صورت وجدان راحتی نیز خواهید داشت.
اگر نظرتان مثبت است یک جلسه حتما کم است:
شاید همه این مطالب را در جلسه خواستگاری نتوان مطرح کرد، هیچ اشکالی ندارد تعداد جلسات خواستگاری را اضافه نمایید، مشروط به این که حسن نیت داشته باشید.
حالا وقت آن است که با خود خلوت کنید:
رابطه ج ن س ی در زندگی همه چیز نیست ولی خیلی چیزها هست .بنابراین اول از خودتان بپرسید آیا واقعا می توانید این فرد را با اشتیاق ببوسید.
بعد از این که طی جلسات خواستگاری اطلاعات لازم را دریافت کردید و نکته ای بر شما مبهم نماند، زمان ارزشیابی و تجزیه و تحلیل فرا می رسد. در اینجا فرد مورد نظر را مورد مطالعه قرار دهید نکات مثبت را در شخصیت و موقعیت وی جستجو کنید و آن را در یک ستون زیر هم قرار دهید در مقابل ستونی را نیز به صفات و خصوصیات منفی اختصاص دهید. آن مورد یا مواردی از خصوصیات منفی را که اطمینان صد در صد دارید تغییر می نماید مثبت حساب کنید. و سپس آنها را مورد سنجش قرار دهید و تحلیل کنید.
گاهی اوقات یک مورد منفی به تمام موارد مثبت می چربد مثلاً فرد مورد نظر تحصیلات و شغل خوب دارد از خانواده خوب و نجیب و موقعیت اقتصادی اش نیز مناسب است، اخلاق خوبی هم دارد ولی معتاد است. در این شرایط باید دست نگه داشت و برای ازدواج عجله نکرد و یا این که شرایط زندگی خوب است ولی شغل غیرقانونی دارد. مسلماً زندگی با چنین شخصی سراسر اضطراب خواهد بود.
حتما تحقیق کنید:
پس از آنکه ارزشیابی انجام شد و وجوه اشتراک و تفاهم زیاد بود باید تحقیقات کامل، در محل زندگی و محیط کار در مورد چگونگی رفت و آمد با دوستانش و دیگر موارد به عمل آید عده ای معتقد به انجام تحقیق قبل از ازدواج نیستند و می پندارند افرادی که از آنها تحقیق می شود اگر گرایش و نظر خوب به فرد داشته باشند همه چیز را مثبت جلوه می دهند و اگر با فرد مورد نظر مشکل داشته باشند وی را آدمی منفی ارزیابی می نمایند و واقعیات را مطرح نمی کنند. در صورتی که در واقع چنین نیست. اگر از تعداد زیادی تحقیق به عمل آید حداقل نتیجه اش این خواهد بود که به شما می گویند آیا این فرد قبلاً ازدواج کرده است یا خیر؟ و آیا اینها خانواده جار و جنجالی هستند یا خیر؟ آیا برخورد اجتماعی خوبی با مردم دارند یا نه؟ بنابراین تحقیق بدون منفعت هم نیست؛ شناخت شما را نسبت به همسر آینده و فرد مورد نظر افزایش می دهد.
پشتوانه تمامی مسائل گفته شده، توکل به خدای متعال و قادر مطلق است. در صورتی که تشابهات زیاد و تحقیقات انجام شده، مثبت بود با توکل بر خدا ازدواج کنید. ان شاءا... زندگی خوب و سرنوشت خوبی در انتظار شما خواهد بود.
تا می توانید احتمال خطر را کم کنید
در اینجا نکته ای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقت هایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه ملاک ها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبه های ناشناخته آن است یا پیش بینی هایی که به وقوع پیوسته است یا خلاف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشده اند و یا اگر پرسیده شده اند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکرده اند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج ، تضمین صد در صد برای ازدواج موفق را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکلات پس از ازدواج جلوگیری می کند و از تنش ها و ناراحتی های درون خانوادگی پس از ازدواج می کاهد.
سخنی با خانواده ها
بعضی از خانواده ها مقیدند بلافاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانواده ها متذکر می شویم انتخاب همسر و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلاً یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج می خواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند ، خانواده ها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند:شناخت لازمه زندگی است. نگرانی این نوع خانواده ها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند.
پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما می شود حریم خانه برایش اخلاق ایجاد می کند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطلاع خانواده ها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضلات اخلاقی به وجود آورند.
دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟
1- لبخند زدن انسان را جذاب تر می کند .
2- لبخند زدن اخلاق را تغییر می دهد .
3- لبخندزدن مسری است .
4- لبخند زدن جلوی استرس و نگرانی را می گیرد.
5- لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد .
6- لبخند زدن فشار خون را پایین می آورد .
7- لبخند زدن موجب افزایش هورمون ها می شود .
8- لبخند زدن انسان را جوانتر نشان می دهد.
9- لبخند انسان را موفق و خوشبخت نشان می دهد .
10- لبخند زدن به انسان کمک می کند تا مثبت اندیش باشد .